Esperanto اسپرانتو : زبان دوم براي همه

نيوزويک از اسپرانتو می گويد

مجله‌ي نيوزويك (Newsweek  شماره‌ي 11 آگوست سالِ 2003، ص 52

جانب‌داري از زبان اسپرانتو

نوشته‌ي جينان براونوِل (Ginanne Brownwell)

 

زبان اسپرانتو كه توسط يك ايده‌آليست يا آرمان‌گراي قرن نوزدهم ابداع شد، هم‌اكنون به‌طور جدي دو باره مطرح شده است.

 

 

 باشكوه‌ترين روز‌هاي اسپرانتو، هنوز در پيش است.

 

تعدادي از طرفداران مشتاق و پروپا قرصِ اين زبان، مشغول فعاليت براي اين هدف هستند كه اسپرانتو را زبان رسميِ اتحاديه‌ي اروپا نمايند.

 

شور و اشتياق و جانب‌داريِ از اين زبان، در طول هفته‌ي گذشته در شهر گوته‌برگِ (Goteborg) سوئد، در معرض ديد جهانيان قرار گرفت: هشتاد و هشتمين همايشِ سالانه‌ي اسپرانتو در اين شهر و با حضور 1800 تن از افراد اسپرانتودان برگزار گرديد.

 

تعدادصفحات اصليِ (Home page) زبان اسپرانتو در اينترنت، از 330 عدد در سال 1998 به 788 عدد در سال 2003 به‌گونه‌اى جهشي صعود كرده است.

 

تعداد كساني كه زبان مادري‌شان، زبان انگيسي است، تنها يك‌دهم جمعيت كل جهان را تشكيل مي‌دهند ولي انتظار دارند كه تماميِ مردم جهان، زبان ايشان را يادگرفته و بدان تكلم نمايند آن‌هم دقيقاً به‌همان صورتي كه خود ايشان آن‌را به‌كار مي‌برند و تلفظ مي‌نمايند!

 

فراگيريِ اسپرانتو نسبت به زبان انگليسي پنج بار و نسبت به زبان روسي ده‌بار آسان‌تر است: بنابر گزارشات موجود، لئو تولستوي توانسته بود اين زبان را ظرف مدت چهار ساعت فراگيرد.

 

هيچ‌زماني نمي‌توانست از عصر حاضر، كه در آن دنيا روز به روز در حال كوچك‌تر شدن است، براي عملي شدن ايده‌ي او (دكتر زامنهوف، مخترع زبان اسپرانتو) مناسب‌تر باشد.

طرف‌داران مشتاق زبان اسپرانتو، در طول سالياني متمادي، از قدرت قابل توجهي برخوردار شده‌اند. از زماني كه يك نفر يهودي اهل كشور لهستان در سال 1887 به‌اميد ايجاد و ترويج جامعه‌اى فرا-فرهنگي، اين زبان را اختراع نمود، افراد بدبين و منفي‌باف آن‌را به‌عنوان يك فرقه‌ي ايده‌آليست كه متعلق به آدم‌هاي عجيب و غريب در دنياي زبان است، مورد تمسخر قرارداده‌اند.

اما، زبان اسپرانتو در راه نيل به چنين اهداف جاه‌طلبانه و صعب‌الوصول، مورد غضب‌هاي ديگري نيز قرار گرفته است. به‌عنوان نمونه، صدام حسين چنان تهديدي از سوي اين زبان احساس مي‌كرد، كه تنها معلم اسپرانتو در كشور عراق را، در دوران زمام‌داري ظالمانه‌ي خود، از اين كشور تبعيد نمود.

جورج سوروس (George Soros)، بيليونر نيكوكار، خوشبختيِ خود را مديون اسپرانتو است: وي در سال 1946 از طريق شركت در همايش بين‌المللي اسپرانتو كه در كشور سوئيس برگزار مي‌شد، توانست از مجارستان، كه در آن‌زمان تحت قواي كمونيست قرار داشت، بگريزد.

بنابر عقيده‌ي طرف‌داران مشتاق اين زبان كه تعدادشان به‌طور روزافزوني در حال ازدياد است باشكوه‌ترين روز‌هاي اسپرانتو، هنوز در پيش است. هرچند برآورد تعداد اسپرانتودانان كار مشكلي است ـ و تخمين‌هاي موجود نيز باورنكردني به‌نظر مي‌آيد (سازمان جهاني اسپرانتو، تعداد ايشان را هشت ميليون برآورد نموده است) با اين وجود، زبان اسپرانتو هم‌اكنون در بين ملل در حال توسعه در آفريقا، آسيا و آمريكاي جنوبي در حال رواج يافتن هرچه‌بيشتر است. هَمفري تونكين، (Hamphery Tonkin)، استاد زبان انگليسي در دانشگاه هارت‌فورد (The University of Hartford) و پرزيدنتِ سابق سازمان جهاني اسپرانتو، معتقد است كه: “به بركت اينترنت ما شاهد افزايش فوق‌العاده‌ زيادي در تعداد افرادي كه تسلط بسيار خوبي بر زبان اسپرانتو دارند، در كشورهايي مانند چين و برزيل بوده‌ايم.” در اين بين، تعدادي از طرفداران مشتاق و پروپا قرصِ اين زبان، مشغول فعاليت براي اين هدف هستند كه اسپرانتو را زبان رسميِ اتحاديه‌ي اروپا نمايند. درواقع نيز، اسپرانتو براي عصر جديد، زباني ايده‌آل و كامل به‌نظر مي‌رسد، چراكه هم‌اكنون در سراسر جهان، موانع ارتباطات جهاني، به‌ياريِ تجارت آزاد، مهاجرت و قابليت‌هاي اينترنت، در حال فروريزي است و انسان‌هاي فعال در زمينه‌هاي گوناگون، روشنفكران و حتي آن‌هايي كه تنها به دنبال تفريح و سرگرميِ خود هستند، درحال ارتباط يافتن با يك‌ديگران به‌گونه‌اى كه تاكنون هيچ‌گاه سابقه نداشته‌است.

شور و اشتياق و جانب‌داريِ از اين زبان، در طول هفته‌ي گذشته در شهر گوته‌برگِ (Goteborg) سوئد، در معرض ديد جهانيان قرار گرفت: هشتاد و هشتمين همايشِ سالانه‌ي اسپرانتو در اين شهر و با حضور 1800 تن از افراد اسپرانتودان عضو سازمان جهانيِ اسپرانتو (داراي رولبط مشورتي با سازمان ملل و يونسكو) كه از كشورهاي بسيار متعدد و متنوعي مانند ژاپن، نپال و برزيل گردهم‌آمده بودند برگزار گرديد. آواي مكالمات ايشان، چيزي شبيه به تركيبي از تلفظي واضح‌تر نسبت به زبان ايتاليايي، و تلفظي لطيف‌تر نسبت به زبان لهستاني است. بنابر اطلاعاتِ سازمان‌دهندگان اين همايش، تعداد شركت‌كنندگان كنگره‌ي امسال، بيست درصد از سال پيش، بيشتر بوده است. و اين درحالي است كه تعدادصفحات اصليِ (Home page) زبان اسپرانتو در اينترنت، از 330 عدد در سال 1998 به 788 عدد در سال 2003 به‌گونه‌اى جهشي صعود كرده است.

حال ببينيم كه امتيازاتِ اصليِ زبان لسپرانتو كدام است؟ در درجه‌ي اول، اسپرانتو بر خلاف تماميِ زبان‌هاي ديگر در عرصه‌ي بين‌المللي، طرفين مكالمه را در يك زمين بازيِ كاملاً هموار قرار مي‌دهد (يعني هر دو طرف، از هر مليتي كه باشند، مي‌بايست به‌طوري يكسان و با صرف وقت و هزينه‌أي هم‌گون، مبادرت به فراگيريِ اسپرانتو كرده باشند)؛ در صورتي كه، به‌عنوان مثال، در حال حاضر تعداد كساني كه زبان مادري‌شان، زبان انگيسي است، تنها يك‌دهم جمعيت كل جهان را تشكيل مي‌دهند ولي انتظار دارند كه تماميِ مردم جهان، زبان ايشان را يادگرفته و بدان تكلم نمايند آن‌هم دقيقاً به‌همان صورتي كه خود ايشان آن‌را به‌كار مي‌برند و تلفظ مي‌نمايند! به‌قولِ پروفسور جان وِلز (John Wells)، استاد فونتيك (آواشناسيِ) دانشگاه UCL لندن: “بسياري از مردم جهان، به‌عنوان مثال، اهاليِ سراسر قاره‌ي آسيا، به‌خوبي از مشكل زبان آگاهي دارند، چرا كه هر بخش از ايشان به زباني متفاوت تكلم مي‌نمايد. حال، برخي از اين‌گونه افراد اين سؤال را مطرح مي‌سازند كه آيا براي ارتباط بين‌الملليِ خود حتماً مجبور به فراگيري و استفاده از زبان انگليسي هستند، يا اين‌كه راه‌حل ديگري نيز براي حل مشكل زبان و ارتباطات وجود دارد؟”

هنوز هم اكثريت كساني كه قادر به تكلم به زبان اسپرانتو هستند در اروپا به‌چشم مي‌خورند، يعني قاره‌اى كه اين زبان در آن‌جا، پاي بر عرصه‌ي وجود گذاشت: دكتر لودوويك زامنهوف (Ludovic Zamenhof) اين زبان را اختراع كرد و تحت نام مستعار دكتر اسپرانتو (به معنيِ “اميدوار”) منتشر ساخت. در زمان او، افراد بسيار زيادي زبان جديد او را مورد استقبالِ خود قرار دادند، چراكه فراگيريِ اسپرانتو نسبت به زبان انگليسي پنج بار و نسبت به زبان روسي ده‌بار آسان‌تر است: بنابر گزارشات موجود، لئو تولستوي توانسته بود اين زبان را ظرف مدت چهار ساعت فراگيرد. اما، به‌موازات رشد و توسعه‌ي اين زبان در آن دوران، ترسِ حاكمينِ ظالم نيز نسبت به آن فزوني يافت: به‌عنوان مثال، هيتلر اعلام كرد كه اين زبان ممكن است توسط يهودي‌ها “جهتِ استيلا يافتن آسان‌تر” مورد استفاده قرار گيرد. همچنين، استالين، كه خور را مورد تهديدِ عملي شدن ايده‌ي ارتباطات جهاني مي‌يافت، هزاران نفر را به‌دليل اين كه اسپرانتو را فراگرفته بودند، به بازداشت‌گاه‌‌هاي سيبري تبعيد كرد. و به اين ترتيب، شمار اسپرانتودانان رو به كاستي گزارد.

امروزه، متكلمين اروپائيِ اسپرانتو را بيشتر افراد مسني تشكيل مي‌دهند كه در طول دوران جنگ سرد اين زبان را فراگرفته‌اند هرچند هنوز نيز دانشجويان در كشورهاي لهستان و مجارستان مي‌توانند در زبان اسپرانتو به اخذ درجه‌ي دكترا نيز نايل شوند.  بسياري از افراد معتقداند كه علت اصليِ محبوبيت يافتن اسپرانتو در جهان در حال توسعه، رنجشِ در حالِ ازديادي است كه ايشان در خود نسبت به زبان انگليسي احساس مي‌نمايند كه مي‌خواهد خود را به عنوان زبان تجارت بين‌المللي و سياست مطرح سازد. پروفسور پروبال داشگوپتا (Probal Dasgupta)، استاد رشته‌ي زبان‌شناسي در دانشگاه حيدرآبادِ هندوستان، به شوخي بيان مي‌دارد كه: “بوش و بلر تبديل به بهترين دوستان زبان اسپرانتو شده‌اند، زيرا جهاني‌سازي باعث انداختن باد در بادبان‌هاي كشتيِ اسپرانتو شده است. حال، به‌بركت جهاني‌سازي، اين امر براي مردم ميسر شده‌است كه به سوي اسپرانتو جلب شوند، آن‌هم نه تنها به‌عنوان يك زبان، بلكه همچنين به‌عنوان يك ايده و آرمان اجتماعي.” اميد هايي از اين دست، از لحظه‌اى كه دكتر زامنهوف زبانِ مساوات-طلبِ خود را منتشر ساخت، به گوش رسيده‌است. اما، هيچ‌زماني نمي‌توانست از عصر حاضر، كه در آن دنيا روز به روز در حال كوچك‌تر شدن است، براي عملي شدن ايده‌ي او مناسب‌تر باشد.

با كمك داليا مارتينِز (Dalia Martinez) در لندن 

ترجمه فارسی: احمدرضا ممدوحی 

 

 

+ ReTo ; ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/٢٠
    پيام هاي ديگران ()